یک ماموریت، یک ملاقات، یک تجربه مفید
دو روز تعطیلی فرصتی بسیار خوبی رو برام فراهم کرد تا بتونم فارغ از دغدغه های پادگان، یک سفر کاری موفق به تهران داشته باشم. ملاقات با دو مشتری بلاروسی که حدود ۷ ماه بود با هم مکاتبه میکردیم تا مگر بر سر فروش دستگاهی به توافق برسیم. اکنون بعد از ۷ ماه موفق شدیم یک ملاقات دو روزه با هم داشته باشیم و صحبت های نهایی رو با موفقیت انجام بدیم.
آقایی که مدیر شرکت خریدار بود آدمی بسیار منضبط و در عین حال جالبی بود. قبل از آمدنشان درخواست مترجم روسی کرده بودند که البته نشد فراهم کنیم. اما ایشان به صورت دست و پا شکسته و هر از گاهی با زبان اشاره و نگاهی گذرا به لغت نامه انگلیسی روسی، بحث ها را ادامه میدادند و در رساندن مفهوم و منظورشان نسبتاً موفق بودند.
یکی از نکاتی که در رابطه با این فرد در این ملاقات نسبتاً کوتاه یاد گرفتم، جدیت تمام و ریزبینی در کارها بود. درباره جزئیات بند بند قرارداد مکاتبات طولانی انجام داده بودیم و در عین حال برای اطمینان خاطر از تایید آنها از طرف ما، مجدداً سوالات خود را مطرح میکرد. حتی وقتی برای خوردن غذا، یا خرید سوقاتی بیرون میرفتیم، با کنجکاوی تمام در مورد هر چیزی که به ذهنش عجیب میآمد سوال میکرد. مقداری ادویه، مقداری آجیل که اغلب سر سفره ایرانی یافت میشود، حتی نحوه استفاده از زرشک در غذا میپرسید. دست آخر هم مقداری از هر کدام خریداری کرد تا به عنوان سوقات به بلاروس ببرد.
از لحاظ اصول تجارت و سفرهای بیزنسی هم آدم نسبتاً آگاهی بود. به عنوان هدیه چند کتاب درمورد شهر «گمل»، در بلاروس، آورده بود چند بسته شکلات که مخصوص آنجا بود.
وقتی در حال گپ دوستانه به او تعارف کردیم که کمی وقت برای تفریح بگذاریم گفت نه! ترجیح میدهم همه این تفریحات را بعد از امضای قراردادمان انجام دهم. و همین کار را هم انجام داد. بعد از امضای قرارداد مصرانه از ما میخواست که جاهای دیدنی تهران را نشانش بدهیم.
