<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>يادداشت های فرشيد امانی &#187; فرهنگ</title>
	<atom:link href="http://farshidamani.com/blog/category/%d9%81%d8%b1%d9%87%d9%86%da%af/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://farshidamani.com/blog</link>
	<description>مترجم، طراح وب</description>
	<lastBuildDate>Sat, 21 Aug 2010 19:47:07 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.9.2</generator>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
			<item>
		<title>ضرورت فهم فرهنگ های مختلف یا چه کنیم جلوی خارجی ها ضایع نشیم</title>
		<link>http://farshidamani.com/blog/1388/01/08/the-importance-of-understanding-different-cultures/</link>
		<comments>http://farshidamani.com/blog/1388/01/08/the-importance-of-understanding-different-cultures/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 28 Mar 2009 12:21:00 +0000</pubDate>
		<dc:creator>فرشید امانی</dc:creator>
				<category><![CDATA[فرهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[نمايشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[ايران پلاست، فرهنگ]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://farshidamani.com/blog/?p=6</guid>
		<description><![CDATA[نمایشگاه بودم. نمایشگاه بین المللی صنعت پلاستیک (ایران پلاست). به همراه شرکتی که توش مشغول به کار هستم به عنوان مترجم رفته بودم. تجربه خیلی جالبی بود. اولین باری بود که همچین جایی بودم. 
ایران پلاست، این طور که شنیدم بزرگترین نمایشگاه در خاور میانه است. کشورهای زیادی توش شرکت کرده بون. کره، چین، هلند، اتریش، [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>نمایشگاه بودم. نمایشگاه بین المللی صنعت پلاستیک (ایران پلاست). به همراه شرکتی که توش مشغول به کار هستم به عنوان مترجم رفته بودم. تجربه خیلی جالبی بود. اولین باری بود که همچین جایی بودم. </p>
<p>ایران پلاست، این طور که شنیدم بزرگترین نمایشگاه در خاور میانه است. کشورهای زیادی توش شرکت کرده بون. کره، چین، هلند، اتریش، هند، آلمان، انگلیس، سوئد، ترکیه و…</p>
<p>وقتی داخل محوطه نمایشگاه میچرخیدم، تازه احساس نیازم به یاد گرفتن زبان های مختلف بیشتر میشد. احساس میکردم فقط انگلیسی کافی نیست. باید خیلی زبان های دیگر رو یاد گرفت. یه جورایی انگیزه توام با حسرت به من می داد. من ۶ سالی میشه دارم زبان انگلیسی یاد میگیرم. دو سال هم هست که تدریس میکنم. توی این مدت به فکر یادگیری زبان سومی هم افتادم. اسپانیولی. زبان واقعا شیرین و جذابیه. اما اوایل راه متوقف شدم. وقت نذاشتم. اما بجد برای یادگیری زبان ترکی استانبولی آماده شدم. زبان خیلی ساده ایه. لااقل برای من که ترک زبان هستم.</p>
<p><strong>یک درس</strong></p>
<p>توی نمایشگاه که بودم طبیعتاً تاجر ها و غرفه دارهای کشورهای خارجی برای بازدید از دستگاه های ما هم میومدن. </p>
<p>آقایی مسن وارد غرفه ما شد که انگلیسی سعی میکرد صحبت کنه. وقتی در مورد کشورش سوال شد، گفت که از ترکیه اومده. مرد خوش صحبتی بود. رئیس شرکت به خاطر آذری بودن و آشنایی که با زبان استانبولی داشت، شروع به صحبت شد. من هم سر میز نشسته بودم و به مذاکراتشون گوش میدادم. مرد تاجری بود که برای بازدید از غرفه ها و محصولات به نمایشگاه ها در کشورهای مختلف سفر میکرد و مشتری جمع میکرد و متعاقباً پورسانت فروش دریافت میکرد. انگلیسی هم خوب صحبت میکرد. وقتی به استانبولی صحبت میکرد، احساس میکردم خیلی راحت میشه متوجه حرفهاش شد. طبیعی بود. یک آن به خاطر این که چرا ا به حال این زبان رو یاد نگرفتم، خودم رو سرزنش میکردم. زبانی که مطمئنم در زمان کوتاهی یاد خواهم گرفت.</p>
<p><strong>یک تجربه</strong></p>
<p>چینی ها مثل همیشه با کنجکاوی به همه چیز نگاه میکردند. مرد جوانی در حال تماشای نمونه کارها و دستگاه در حال کار ما بود. وقتی متوجه قضیه شدم، سریع جلو رفتم و اطلاعات مورد نیاز رو به سرعت منتقل کردم. با کنجکاوی خاصی سوال میکرد و قیمت میگرفت و به زیر و بم دستگاه زل میزد. وقتی آقای رئیس متوجه امر شد، سریع اومد پیشم و گفت: “ول کن. اطلاعات زیادی به اینها نده. اینها برای کپی کردن اومدن”. راست هم میگفت. تازه متوجه شدم که برای چی اینهمه کنجکاوی و سوال و جواب میکرد.</p>
<p><strong>یک اتفاق جالب<br />
</strong></p>
<p>همینطور که میدونید، روبوسی مردها در جوامع اروپایی زیاد مرسوم نیست و فقط به یک دست دادن و خوش و بش کلامی بسنده میکنن. با آقایی اتریشی به نام برنارد که از مشتریان دستگاه های شرکت هست صحبت میکردم و صحبت های رئیسم رو منتقل میکردم. همون لحظه یکی از مشتریان ایرانی ما که اهل ساری هست، وارد صحبت ما شد و از اونجایی که برنارد ۷۵ ساله رو می شناخت سلام داد و دستی پیش برد و به نشانه خوشحالی و از این که خیلی وقت بود که برنارد رو ندیده بود صورتش رو برای بوسیدن صورت برنارد جلو برد. برنارد عکس العملی نشان نداد و با تعجب به دوست ایرانی ما نگاه میکرد. صحنه جالبی بود. دوست ایرانی ما برای این که ضایع نشه، سینه خیز رفت و لااقل برای یک بار هم که شده به طور مصنوع صورتش رو به صورت برنارد زد و عقب رفت.</p>
<p>با دیدن این صحنه بار دیگه اهمیت شناخت فرهنگ های مختلف و نحوه برخورد در موقعیت های گوناگون برام روشن شد.</p>
<p>در همین رابطه:</p>
<p><a title="مصاحبه فرشید امانی با خبرنگار ستاد خبری نمایشگاه ایران پلاست" href="http://www.nipna.ir/newsprint.aspx?lang=fa&amp;newsid=2548" target="_blank">مصاحبه من با خبرنگار ستاد خبری نمایشگاه ایران پلاست</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://farshidamani.com/blog/1388/01/08/the-importance-of-understanding-different-cultures/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
