Posts Tagged ‘ئورومچی’

سفرنامه چین – ورود به چین

جمعه, تیر ۵م, ۱۳۸۸

اولین سفر برون مرزی خودم رو در حالی آغاز کردم که هنوز به خدمت سربازی نرفته بودم و برای گرفتن پاسپورت و ویزا کلی دوندگی کرده بودم. تا وقتی که سوار هواپیما نشده بودم و هواپیما بلند نشده بود هنوز باورم نمیشد که اون همه دوندگی بالاخره سرانجام داشته باشه و یکی از مهمترین اتفاقات دوران جوانیم بیافته.

شکر خدا مشکلی پیش نیامد و ما داخل هواپیمای چینی شرکت CZ  شدیم. داخل هواپیما که میشوی، چون پرواز برای یک شرکت خارجی ست، دیگر از قانون و مقررات اجتماعی ایران خارج میشوی و مهمان داران به سبک و سنت چینی ها خوش آمد میگویند و به طرف صندلی راهنمایی میکنند. چون در کل اولین باری بود که سوار هواپیما میشدم نمتوانستم رفتار مهماندارها و کیفیت برخورد و خدمات شرکت را با نمونه های مشابه داخلی مقایسه کنم و از مزیت ها و معایب آن بگویم. لاجرم هر چه پیش آید خوش آید را سرلوحه کارم قرار دادم و سعی کردم در اولین سفر هوایی خودم باشم و از پیشامدها استقبال کنم.

پرواز ما به مقصد گوانگجو راس ساعت ۱۱:۳۰ شب بود. قرار بود ابتدا توقفی در ئورومچی (Ürümqi)، شهری در شمال غرب چین که هم مرز با روسیه و افغانستان است، داشته باشیم. سپس از آنجا با پروازی دیگر به سمت گوانگجو واقع در جنوب چین رهسپار شویم.

در طول سفر غذا و نوشیدنی به کرات سرو میشد. غذایی که به عنوان شام سرو شد برنج، مقداری گوشت، سالاد، نان  و نوشیدنی بود. تنها به خاطر ترکیبی که خورشت با برنج داشت و کمی هم بوی نا مطبوعی میداد از خوردن آن منصرف شدم و به نان و سالاد اکتفا کردم. اصلاً اهل بی خودی ایراد گرفتن نیستم، اما بوی خورشت همراه برنج واقعاً برایم قابل تحمل نبود.

چین در شرق ایران قرار دارد و با ایران تفاوت زمانی ۳:۳۰ دارد. یعنی به محض ورود به چین، ساعت های ما ۳ ساعت و ۳۰ دقیقه به جلو برده میشد. این تفاوت زمانی در بدو ورود ما به چین باعث بروز کم خوابی شد. دقیقاً سه ساعت و نیم شب را از دست میدادیم. فاصله تهران تا ئورومچی با هواپیما حدوداً ۴ ساعت و نیم است. زمانیکه به ئورومچی رسیدیم اما صبح بود و ساعت ۷:۳۰٫  پرواز بعدی مان ۹:۳۰ بود.

حدود یک ساعت و نیم را داخل هواپیما قرنطینه بودیم. ابتدا باید تست آنفولانزای خوکی میدادیم. آقایی با روپوش سفید و ماسک به دهان، که نشان میداد پزشک است با یک وسیله کوچک نوری قرمز رنگ را به پیشانی تک تک مسافران می تاباند و روی صفحه نمایش کوچک آن را میخواند. ظاهرا تب سنج بود و دمای بالای بدن نیز یکی از علائم بیماری آنفولانزای خوکی را نشان میداد. خلاصه بعد از ساعتی انتظار درون هواپیما، بالاخره اجازه خروج صادر شد. بر خلاف تصور ما که دیگر همه چیز تمام شده، این تازه اول راه بوده و آزمایشات بعدی دست کمی از آن نداشت.
به محض ورود به فرودگاه، با صف طویلی روبرو شدیم که به وسیله دستگاهی که با گرفتن چشم جلوی آن تست تشخیص بیماری انجام میداد، تک تک آزمایش میشدند.

پس از انجام آزمایش ها، نوبت به بررسی ویزا و ارائه arrival note میرسید. به علت حضور ایرانیان که توسط تور برای حضور در نمایشگاه آمده بودند، شلوغی مضاعفی بوجود آمده بود که باعث کج خلقی و بد رفتاری ماموران انتظامی فرودگاه با مسافران میشد، که برای خود من استرس زیادی بوجود آورده بود. از طرفی طبق شنیده ها، احتمال ایجاد دردسر برای ویزای گروهی هم مزید بر علت بود، البته در طول سفر دوازده روزه مان با هیچ مشکلی در رابطه با ویزای گروهی برخورد نکردیم.

بعد از بررسی پاسپورت ها و ویزا، برچسبی بر روی لباسهایمان چسباندند که نشانگر مسافران گوانگجو برای ترنسفر سریعتر بود. از همان برچسب هایی که روی پرتقال های تامسون میزنند. با اشاره به این موضوع، که سوژه خنده ای برای ما شده بود، کمی از استرس ها و ناراحتی های ناشی از برخورد نامناسب ماموران فرودگاه، کم شد.

چمدان ها را که تحویل گرفتیم، نوبت به بازرسی مجدد برای رسیدن به پرواز گوانگجو رسید. همه نگرانی های من این بود که مبادا دستگاه های DVD پلیر و ویدیو پروژکتورهایی که برای استفاده در غرفه به همراه آورده بودیم مورد ایراد باشد و به دردسر بخوریم. پس از بررسی با x-ray چمدان های ما توقیف شدند و باید همه وسایل را بیرون میریختیم تا بررسی شود. وقتی ساک و چمدان دوستان را بازرسی میکردند، تنها مواد خوراکی بود که توقیف شد: کنسرو ماهی، کنسرو گوشت و پنیر. خانمی که چمدانها را بررسی میکرد، چنان با اکراه این کنسروها را از خود دور میکرد که انگار از روی قوطی کنسرو قرار است بیماری منتقل شود. دوستان ما شنیده بودند که در چین غذا خوردن به سبک همان تصور همگانی خرچنگ – قورباغه است و باید با خود کنسرو بیاورند، که البته کنسروهای از نوع گوشتی را مانع شدند.
به هر طریق به واسطه ترنسفرهای فرودگاه، توانستیم به موقع به پرواز گوانگجو برسیم و با خستگی ناشی از کم خوابی و استرس مسائل پیش آمده به سمت گوانگجو حرکت کنیم.