Posts Tagged ‘ترجمه’

به خودتان صدمه نزنید!

دوشنبه, مرداد ۵م, ۱۳۸۸

شبی ماری در جستجوی غذا  داخل یک کارگاه نجاری شد.

نجار که مردی شلخته و بی نظم بود، ابزار و وسایل کار خود را روی زمین جا گذاشته بود. یکی از این ابزار آلات، اره بود. همین که مار در اطراف کارگاه نجاری چرخ میزد، از روی اره رد شد و بدنش کمی زخم برداشت.
بلافاصله به تصور اینکه اره به او حمله کرده، با یک حمله سریع سعی در زخمی کردن اره نمود که دهانش شروع به خونریزی کرد. این کار باعث عصبانیت مار شد. چندین بار دیگر حمله به اره را ادامه داد تا این که اره با خون مار آغشته شد و چنان به نظر رسید که گویی اره مرده است.

مار که به شدت زخمی شده بود، تصمیم گرفت آخرین ضربه را با شدت تمام به دشمن خود بزند و برود.

صبح فردای آنروز، نجار با تعجب تمام با جنازه ماری روبرو شد که جلوی کارگاهش افتاده است.

نکته اخلاقی داستان: گاهی اوقاتی در تلاش برای صدمه زدن به دیگران، ما تنها به خودمان آسیب میزنیم.

منبع انگلیسی